محيط¬هاي شهري در افغانستان و صنعت توريزم

محيط هاي شهري در افغانستان و صنعت توريزم

                                                                                                                                  نويسسنده : محمد عظيم عظيمي

مقدمه

امروزه توريزم به عنوان صنعتي بزرگ، پديده¬اي است که از تحرک بالايي در تغييرات: اقتصادي، اجتماعي، سياسي و محيطي برخوردار است و در اين ميان توريزم شهري يکي از متداول¬ترين انواع توريزم به شمار مي-رود که تاکنون توجه جدي به آن نشده است و در این تحقیق سعی بر آن است که تا صنعت توریزم، مشکلات، تنگناها و راهکارهای توسعۀ آن، به طور مختصر مورد بررسی قرار گیرد.
آثار مثبت و منفی و انواع شهرهای مهم توریستی  
سرزمين ما افغانستان؛ با داشتن فرهنگ کهن و پايدار، اقوام، طوايف و قبايل گوناگون؛ تنوع اقليمي و برخورداري از جاذبه هاي تاريخي، فرهنگ طبيعي از هر نظر براي صنعت توريزم آماده است. در اين ميان شهرهاي کشور با وجود مشکلات فراوان، به دليل وجود برخي امتيازات و جاذبه¬هاي خاص، داراي امکان جذب و جلب توريست را در سطح ملي و جهاني دارد که مي¬توان از اين ويژگي به نفع رونق اقتصادي کشور و حتي منطقه سود جست.
بايدگفت صنعت توريزم و توسعة شهري، کُنشي متقابل بر يکديگر را دارند، يعني با رشد صنعت توريزم شهري، شهرها نيز رشد و توسعه مي-يابند. به عبارت ديگر توسعه صنعت توريزم مستلزم سرمايه¬گذاري و مهياسازي زيرساخت¬هاي لازم براي رشد اين صنعت در محيط شهري دارد. امروز مديران و برنامه ¬ريزان  شهر براي جذب بيشتر توريست ها، علاوه بر احداث انواع مراکز اقامتي و خريد، نسبت به بازسازي بافت-هاي تاريخي و مراکز فرهنگي و ايجاد و احداث بافت¬هاي مدرن نيز توجه مي نمايند. تذکر اين نکته ضروري است که با جذب بيشترگردشگري در محيط¬هاي شهري کشور مشکل کمبود بودجه ای شارواليها تاحد زيادي حل خواهد شد و شاروالي¬هاي کشور بهتر مي¬تواند به وظايف قانوني خود در برابر مردم عمل کنند.
در واقع توريسم را از آن¬رو «صنعت توريسم» مي¬نامندکه به موازات آن، بايد صنايعي دگرگون¬ شده و به کار افتدکه مستقيماً با گردشگران در ارتباط باشند. نظير: انواع زيرساخت¬ها، صنايع ساختماني، انواع شبکه¬هاي ارتباطي و غيره ... و از اين رو توريسم بيشتر به عنوان يک سيستم توليدي مطرح مي¬شود، سيستمي که  براي راه اندازي و توليد آن بايد صنايع عمده¬اي ايجاد شوند؛ در حقيقت رشد کنوني گردشگري حاصل سه  تغيير اجتماعي مي باشد:
1-    توسعة زيرساخت¬هاي حمل و نقل
2-    افزايش درآمد خالص
3-    بهبود دسترسي به فنآوري¬هاي ارتباطي.
به همین مناسبت در جدول زیر به تأثيرات مثبت و منفي جهانگردي درکشور اشاره می شود.

اثرات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و زيست ¬محيطي گردشگري

آثار مثبت 
1- تلاش براي ايجاد ثبات سياسي درکشور و ولايات
2- اعتلاي سطح امنيت در جامعه و به سطح ولايات
3- کاهش کشمکش¬هاي سياسي به علت کاهش نرخ بيکاري در کشور
4- برقراري تماس بين اقوام و مليت¬هاي گوناگون و ارتقاي درک متقابل آنها
5- افزايش احترام متقابل بين جوامع مختلف
6- تحول فکري و افزايش سطح آگاهي
7- محافظت از منابع طبيعي و پارک¬هاي ملي
8- ترويج حساسيت و آگاهي نسبت به سيستم¬هاي اکولوژيکي
9- افزايش آگاهي¬هاي زيست¬ محيطي
10- پرکردن اوقات فراغت نسل جوان به نحو سالم
11- اعتلاي استاندارد زندگي
12- ارتقاي سطح سلامتي مردم
13- تأسيس امکانات بهداشتي و درماني در سطح کشور و ولايات    1- امکان بروز  نا امني براي توريست¬ها؛ مانندگروگان¬گيري و باج¬ خواهي آنها، توسط تروريسم

  آثار منفي

1-امکان بروز  نا امني براي توريست¬ها؛ مانندگروگان¬گيري و باج¬ خواهي آنها، توسط تروريس

2- تهديد امنيت جاني توريست¬ها
3- ورود بي¬روية واژه گان و اصطلاحات بيگانه به زبان رايج کشور
4- آسيب¬ رساني و تخريب ميراث تاريخي و فرهنگي
5- امکان گسترش آلودگي¬هاي رفتاري متعارض با هنجار هاي جامعه
6- تخريب طبيعت، به علت عدم آگاهي از اهميت حفاظت از محيط و طبيعت
7- آسيب ¬رساني به اکوسيستم¬ها
8- استفادة بی رویه ازچوب درختان و بوته¬ها براي بر افروختن آتش
9- افزايش زباله¬ها در محيط طبيعي
10- انتقال بيماري¬ها از انسان به جانوران و بر عکس
11- تهديد حيات وحش
12- آلودگي هوا، آب، خاک و صوت
13- گسترش بيماري¬هاي خطرناک و مسري مانند ايدز و هپاتيت


در واقع محيط شهري از دو نقطه ¬نظر در رابطه با توريزم داراي اهميت است، يكي اين كه كانون¬هاي شهري به لحاظ تمركز جمعيت و فشار و خستگي¬هاي ناشي ازكار و فعاليت به حيث مبدأ مسافرت¬هاي توريستي محسوب مي¬شوند و ديگر اين كه به علت وجود امكانات معيشتي و رفاهي، فعاليت¬هاي اقتصادي، بازرگاني، فرهنگي، سياسي، بهداشتي، ارتباطي، فراغتي و داشتن جاذبه¬هاي تاريخي و توريستي به عنوان مقصد مسافرت-هاي جهانگردي به شمارمي¬روند و نيز شهرها به هر اندازه¬اي كه باشند جمعيت را براي اوقات فراغت از خود مي¬رانند و اما تعداد معدودي از شهرها هستندكه برحسب مكان جغرافيايي با دريا، جنگل و مناظر طبيعي، كوه¬هاي زيبا و... پيوند خورده¬اند يا به دليل دارا بودن بافت¬هاي فرهنگي و تاريخي و نقاط باستاني، جهانگردان را به سوي خويش مي¬كشانند. چنين شهرهايي معمولاً شكل خاصي از خدمات جهانگردي را ارائه مي¬دهند كه اين امر در ارتباط با نقشي است كه اين گونه شهرها برعهده دارند يعني نقشي كه به اشتغال¬زايي، ورود سرمايه و توسعۀ شهر انجاميده است. از اين رو بسياري از كشورهاي جهان در طرح¬هاي توسعه و عمران شهري خود پارك¬هاي وسيع فرهنگي و استراحت گاهي را پيش¬بيني كرده¬اند كه داراي سالن¬هاي تیاتر تابستاني، نمايش كنسرت و تفريحات سالم براي سنين مختلف و متناسب با سليقه¬هاي گوناگون است. همچون پارك بزرگ «گئورگي» در مسكو، علاوه بر اين امكانات در درون شهر در پيرامون شهر نيز ميدان¬هاي وسيع و فضاهاي گسترده¬اي از آب و جنگل مصنوعي احداث مي¬شود، همانند « پارك كيروو » در لنينگراد در راستاي رودخانه¬ي نوا.
به طوركلی شهرهايي كه داراي جاذبه¬هاي توريستي مي¬باشند، خود انواع مختلفي داردكه جهانگردان متفاوتي را به سوي خود جذب مي¬كند كه عبارتنداز :
1-شهرهاي فرهنگي : كه سازمان¬هاي عالي و فرهنگي هنري را با گنجينه-هايي از آثار ارزشمند در خود دارند در اين نوع شهرها سالون¬هاي برپايي اجتماعات علمي و ادبي و هنري، وجود سازمان¬هاي ملي، فرهنگي و هنري، دانشگاه¬ها و موزه ها،كتابخانه¬ها و مراكز تحقيقات و مدارس عالي، آزمايشگاه و مؤسسات پژوهشي، تالار تیاتر وكنسرت و.. زمينه را براي خلق هرگونه آثار فرهنگي و علمي فراهم مي¬سازد و به اين صورت شهر به محل جلوه¬گاه فصلي و دائمي آثار خلاقۀ انسان مبدل مي-شود. ترتيب نمايشگاه¬هاي هنري، هفتۀ كتاب و تیاتر، جشنواره¬هاي مختلف و ... از نمونه¬هايي است كه در جذب توريست به اين شهرهاكمك شاياني مي¬نمايد.
2-شهرهاي فستيوالي: در اين نوع شهرها به طور متناوب و فصلي كنگره-ها، سیمينارها و فستيوال¬هاي هنري در زمينه¬هاي گوناگون برگزار مي-شود، اين شهرها به اصطلاح كوتاه اندام هستند، اما در مقياس جهاني در هنگام تشكيل كنگره وفستيوال و جلب هنردوستان و دانشمندان از تحرك خاصي برخوردار مي¬شوند. شهر «كن» فرانسه يك شهر فستيوالي مي-باشد.
3- شهرهاي هنري- موزیمی: اين شهرها به دليل داشتن نمايشگاه¬هاي هنري و انجمن¬هاي ادبي و انتقادي مكان خلق بزرگترين آثار فرهنـگي جهان هستندكه محل چاپ كتاب، آثارهنري و نمايش شاهكارهاي هنري مي-باشند، شهرهاي موزیمی نيز به دليل دارا بودن ذخایر هنري،كانون جاذبة جهانگردي مي¬باشند، چنانچه آثار تاريخي در سطح شهر پراكنده باشد آن را به نام « موزیم شهر» مي¬شناسند.
4- شهرهاي درماني – آب معدني و آسايشگاهي: بعضي شهرها به دليل داشتن شفاخانه مجهز و تخصصي در مداواي برخي بيماران ويژه در سطوح ناحيه¬اي، ملي و جهاني بيماران را به سوي خود جذب مي¬كنند؛ مانند: شهر «ويشي» فرانسه. برخي از شهرها نيز هستند كه به دليل چشمه¬هاي معدني و آب¬هاي گرم، گروه¬هاي مرفه جهان را به سوي خود جلب مي-نمايند و دركنار آب¬هاي معدني مراكز  شهري تكوين يافته و توسعه پيدا كرده¬اند.
5-شهرهاي تفرجگاهي و ييلاقي: شهرهاي درياكنار و شهرهايي كه داراي جنگل، بيشه و فضاهاي طبيعي زيبا هستند نيز از شهرهاي جاذب توريستی مي¬باشند.
6- شهرهاي مذهبي و زيارتگاهي: نقش زيارتگاهي برخي از شهرها طوري است كه پيروان مذاهب را به تعداد زيادی از مناطق دور دست به سوي خود جلب مي¬كند كه نقش مساعد محيط جغرافيايي، تأثيري در جذب يا عدم جذب زایران را ندارد؛ مثلاً: شهرهايي كه پيشوايان مذاهب در آنها دفن شده و يا رودخانة مقدسي درآن جريان دارد و ... در شهرهاي مذهبي به دليل جذب جمعيت زياد نياز به تأسيسات وسيع شهري به ويژه در زمينه¬هاي رفاهي و امكانات زيربنايي دارد، البته اين نوع شهرها غالباً در روزهاي معيني از سال؛ هنگام انجام فرایض مذهبي از جمعيت لبريز مي¬شوند؛ مانند: مكة معظمه، مدينة منوره در عربستان سعودي؛ نجف و كربلا در عراق؛ دمشق در سوريه؛ مشهد و قم در ايران؛ مزار شريف در افغانستان، بنارس در هندوستان؛ شهر برياني در رانگون كشور برمه متعلق به بودائيان و ...
7- برف¬شهرها: شهرهاي كوتاه اندام كوهستاني كه به صورت فصلي به دليل تجمع برف و دارابودن امكانات بازي¬ها و ورزش¬هاي زمستاني مثل تله ¬فريك، تله اسكي و... داراي جاذبه¬هاي زمستاني براي جذب توريستان مي¬باشد؛ مانند: آورياز در فرانسه وظن در چين.  
شهرهای مهم تاریخی و توریستی در افغانستان
باتوجه به آنچه که بيان شد، شهرهاي افغانستان هم به دليل دارا بودن جاذبه¬هاي طبيعي و هم به دليل آثار فراوان باستاني و تاريخي امكانات بالقوه¬اي را جهت رشد و گسترش صنعت پر  ارزش جهانگردي در خود گرد آورده¬اند. که در زیر به مهم ترین آنها اشاره می شود:
 شهر بلخ: با دارا بودن جاذبه¬هايي چون: مسجد وآرامگاه خواجه ابونصر پارسا، منارة زاهدان، آرامگاه رابعة بلخي، مقبرۀ باباحاتم، خانقاه خواجه بهاء¬الدين ولد، برج عياران، مسجد نه¬گنبد و يا حج پياده، بقعه¬ي خواجه نظام¬الدين تهانسيري و خواجه¬ آكاشاه و...
شهر مزار شريف: وجود روضه سخي و ...
شهر باميان: با دارا بودن بزرگترين مجسمه¬هاي بوداي جهان، شهرهاي تاريخي غلغله، ضحاك، سرخشك، لخشوم قلعه، قلعه چهل¬دختران، شهر بربر، اژدهاي سرخدر، چشمه¬هاي آب معدني و آب گرم، دره¬هاي خيال -انگيزي چون كالو، آجر،آهنگران، فولادي، سوماره و ... چهل¬برج،  درياچه¬هاي كوهستاني و بندهاي طبيعي، سموچ¬ها و معابد و...  
شهر هرات: با ارگ و قلعة اختيارالدين و مسجد جامع با شكوه، پل تاريخي مالان، مجتمع مصلي، آرامگاه مولانا جامي و امام فخر رازي، زيارت¬هاي شهزاده عبدالله و شهزاده قاسم(رح)، شهر تاريخي و كهنه، حوض چهارسوق، حوض ملک، بازارهاي سرپوشيده و غيره.
 شهرکابل: آرامگاه سيد جمال¬الدين افغاني، بند قرغه، نگارستان ملي، موزيم ملي، مسجد عيدگاه، ديوارهاي كهن كابل، قصر دارالامان، مقبرة تيمورشاه، باغ بابر و ...  
شهر قندهار: با بناي خرقة مباركه، آرامگاه احمدشاه ابدالي، ميرويس هوتكي، زيارت باباي ولي، چهل¬زينه و ...
 شهر غزني: بالاحصار تاريخي، مقبرة محمدشريف خان، آرامگاه سنايي، مقبرة سلطان سبكتگين، مناره¬هاي باستاني، چشمۀ شفا، آرامگاه سلطان محمود و...
شهر زرنج: با آثار و بقاياي قلاع و شهرهاي کهن باستاني از شهرهاي جذاب و توريستي كشور ما محسوب مي¬شود.
به هرحال تنها در صورت سرمايه¬گذاري است که هر يك از اين شهرها مي-توانند، عنوان يكي از شهرهاي ذكر شده را همچون شهر زيارتي، شهر فستيوالي، شهر درماني و ... را به خود بگيرند و اين مأمول جز از طريق يك نظام مديريت شهري برنامه ريزي شده، مقدور نمي¬باشد. آنچه اهميت دارد اين است که توسعه و پيشرفت شهرهاي كشور متضمن توسعة ملي اند.